دخترم گلسا

بعضی اوقات که گلسا برای خوردن غذا بد قلقی میکنه بهش میگم:
موشه بخوره موشه بخوره
بعد گلسا دهنشو باز میکنه و لقمه غذا رو می قاپه و میگه ا´م.
منم یه کوچولو دست و پاشو قلقک میدم و میگم دیدی موشه خورد دیدی موشه خورد.
تقریبا یه بازی شده مواقعی که غذا هم نمی خوره اگه بگم موشه بخوره خودش الکی دهنشو باز میکنه و میگه ا´م .... .
بابایی که از ماموریت برگشت واسه گلسا یه عروسک مو طلایی آورد که اسمشو گذاشتیم نی نی طلا.
گلسا همون موقع جوراب و لباسهای عروسک رو درآورد بعد انگشت توی چشمش کرد و عروسک رو از مو این ور اون ور دنبال خودش کشوند و در آخر پرتش کرد یه گوشه
.
همین که من عروسک رو بغل میکنم گلسا زود میدوه میاد روی پام میشینه و عروسک رو می اندازه پایین یا اینکه بهم آویزون می شه که بغلش کنم .منم برای اینکه ناراحت نشه میگم گلسا نی نی بغل .گلسا هم عروسکش رو میگیره
بغلش و منم گلسا رو. همه جا هم این مدلی میریم بیرون
.
هر کسی پتو یا بالش یا ... گلسا رو برداره میره ازش میگیره و با عصبانیت هم می گه ا´ه بعد میاره میده به من یا پیش خودش نگه میداره (فکر کنم احساس مالکیتش یکم زیادی زیاده
) .
به ددر میگه د´ د´.




پمپرزشو بر میداره میذاره زیرش مثلا خودشو داره پمپرز میکنه
.
میره روی تخت که کنار پنجره ست و پرده رو کنار میزنه و خیابون رو نگاه میکنه و کیف .
وقتی شلوار میکنم پاش تا نیمه که میاد خودش میخواد بکشدش بالا
.
مامانم اینا تازه اسباب کشی کردن و هنوز وسایلشون رو کامل مرتب نکردن توی این وسایل یه جارو دسته بلنده برای حیاط که همیشه دسته گلساست که میاره داخل و میکشه روی زمین . هر جایی که با این جارو میره و از در هم بخواد رد بشه حتما باید با یه دست بلندش بکنه.(احساس قوی بودن
).

داداشم روی پاتختی توی اتاقش آینه و ... گذاشته .دیدم گلسا مسواک برداشته جلوی آینه واستاده به موهاش میکشه مثلا داره موهاشو شونه میکنه
.
وقتی گلسا بهونه میگیره و گریه میکنه مامانم همیشه یه شعر که فکر کنم عمو مهربون میخونه واسه گلسا میخونه اونم زود ساکت میشه و گوش میکنه و اگرم سر حال باشه باهاش نانای میکنه.
به دگمه های وسایل صوتی تصویری زیاد دست میزنه
(روشن خاموش کردن کانال عوض کردن .....) چه تغییری توی صفحه تلویزیون بوجود بیاد چه نیاد گلسا زود به صفحه تلویزیون نگاه میکنه
.
بعضی از روزها با خاله لیلا مامان لیدا جون میریم پیاده روی.گلسا هم توی کالسکه برای اینکه حوصله اش سر نره بیسکویت و ... میدم دستش .گلسا هم زحمت میکشه تمام مسیره ما رو بیسکویت میریزه . یا کفشش یا موبایل من
هر چی دستش بیاد میندازه پایین و من هی باید خم بشم و از روی زمین بدم بهش .یا اونها رو هی میده به خاله لیلا و میگه ا´ه بعد دوباره دستشو دراز میکنه و به خاله جون میگه ا´ه (یعنی دوباره بده).
از کنار مغازه اسباب بازی فروشی یا دوچرخه فروشی ها که رد میشم خودشو به طرف اسباب بازی ها میکشه و بلند بلند میگه ا´ ا ´و منم میبرمش جلو به چیزی که اشاره کرده واسش بر میدارم .پنج شنبه یه توپی خواست که خیلی بزرگ بود و اصرار که وقتی توی کالسکه نشسته هم بند توپ رو بگیره دستش حالا ببینید ما چه جوری رفتیم و هر کسی رد میشد یه نگاهی به گلسا فسقلی و توپ قلقلی میکرد و
.
... یه سبد ستاره() link ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ - گلسا و مامان مونا
گلسای من امروز یک سال و دو ماهه شدی.
دو تا دندون دیگه به دندونهای بالایی نی نی گل اضافه شده و تازه نیش زده
.
پنج شنبه روز شهادت حضرت رقیه خونه عمه ام مراسم سفره بود.(سفره و نذرشون قبول) .اونجاگلسا رو گذاشتم کنار سفره ازش عکس بگیرم یادگاری واسش بمونه که گلسا از همه خوردنیهای رنگارنگ سفره یه مزه کرد
.
قربون چشمات بشم که اینجوری نگاه میکنی عزیزم 

جمعه بردیمش پارک چند تا خانواده بودیم اونها هم بچه داشتن گلسا هم که هر جا میره توپش همراهشه با بچه ها(که حداقل ١٠ سال از خودش بزرگتر بودن )حسابی بازی کرد. وقتی که تنها میشد توپش رو میگرفت دستش و میرفت طرف بچه ها میگفت ا ´ا ´اه یا لباسشون رو میکشید و بازم ا ´ا ´اه یعنی برن باهاش توپ بازی کنن.
جایی که نشسته بودیم یه کوچولو شیب داشت از سطح چمنها. گلسا خوشش اومده بود هی میرفت بالا هی پایین .بعضی وقتها هم نمی تونست خودشو بگیره قل میخورد رو چمنها و کیف
.
لیمو شیرین رو با پوستش میخوره
نمی دونم دهنش تلخ و بدمزه نمی شه؟
گلسا لمیده و به تلویزیون نگاه میکنه.

زیتون با هسته میذاره توی دهنش بعد گوشتهای اطرافشو میخوره و هسته تراشیده شده و بدون گوشتشو رو شوت میکنه بیرون
.موقع غذا زیتونهای ظرف من بوسیله گلسا غارت میشن در یک لحظه
.
شماره کی رو میگیری مامانی

بیشتر اوقات سعی میکنم ظهر ها حتما بخوابونمش
ولی بعضی وقتها حریفش نمیشم و برای اینکه نخوابه به زور چشماشو باز نگه میداره یعنی تا میخواد گیج بشه و پلکهاش برن روی همدیگه زود ابروهاشو میده بالا تا نخوابه و این میشه که یکدفعه میبینم گلسا در حال نشستن یا بازی یا .... بی سر و صدا بخواب رفته و میشه گفت از خستگی بیهوش شده.بماند که بعضی از شبها زودتر از گلسا منم که خوابم برده
.
با هم که بازی میکنیم من میگم ی ی ک دو و و و سه.
دفعه بعد گلسا میگه:ی ̦ ̦ ه ....
.
داشتم به گلسا یاد میدادم که وقتی صداش میزنم بجای ا ´اه گفتن بگه ´بله (بله رو کشیده میگفتم).
من: گلسا
.
گلسا: ب´´´
.
نی نی گلی ما هر اتاقی که میره اگه درش باز باشه میخواد ببندتش مثلا با هم که میریم توی اتاق خودش که میاد داخل بعدش در رو می بنده یا اگه در اونجا بسته باشه می ایسته پشت در و جیغ و داد که در باز بشه
.فکر کنم با این کاراش آخرش توی اتاق در بسته گیر بکنه
.
... یه سبد ستاره() link ۱۳۸۸/۱۱/۳ - گلسا و مامان مونا
یه چند وقتی بود که دیگه موهای گلسا بلند و نامرتب
شده بود تا اینکه فرصت شد و بردمش آرایشگاه.
قبلا چند باری آرایشگاه برده بودمش آروم بودا ولی اونروز تا پیشبندو قیچی و ... دید کولی بازیی درآورد.

.
هر چی الناز دختر دوستم بپر بپر کرد و اسباب بازی آورد که حواس گلسا رو پرت کنیم فایده نداشت.بنده خدا دوستم سریع موهاشو کوتاه کرد شاید ۵ دقیقه هم طول نکشید ولی گلسا از گریه به هق هق افتاده بود.
حتی پیشبند هم واسش نبستم تمام لباسهای من و گلسا زیر مو شده بود.زود آوردمش خونه حمامش دادم و بعدم خوابید .اصلا درست و حسابی قیافشو نتونستم ببینم .
گلسا اکثر اوقات غذاشو با چنگال
میخوره.
گلسا اصرار داره روی تخت راه بره چه جوری؟ نمی دونم والا راه رفتن روی تشک که خیلی سخته .خلاصه چند قدمی که تونست راه بره سر جاش وایساد و مثل حالت پریدن بدون اینکه پاشو از روی تشک بلند بکنه هی خودشو بالا و پایین کرد تشکها هم این مدلی
.خیلی خوشش اومده ولی خوب خطرناکه تعادلشو زیاد از دست میده به لبه تخت نزدیک میشه و تند تند می افته.
موقعی که میریم خونه و من میخوام چکمه هامو در بیارم درو اول باز میکنم و گلسا رو از داخل جلوی در میذارم تا موقع در آوردن چکمه ها از سر جاش تکون نمیخوره درو هم سفت می چسبه وقتی که من رفتم داخل و دید که از ددر خبری نیست بعدش میاد توی خونه .
گلسا معمولا توی خونه از این اتاق به اون اتاق زیاد میره و همه جا سرک میکشه وقتی نمی بینمش صداش که میزنم . گلساجواب میده (e ) .
تاب سواری
رو خیلی دوست داره البته حتما باید خودش تنها بشینه روی پایه منم حاضر نیست باشه.
توی کالسکه که میذارمش اولش یه خورده میشینه بعدش رو به طرف من بلند میشه می ایسته
و نگام میکنه. آخه بگو بچه کسی ایستاده کالسکه سوار میشه
.
دست زدن به ضبط ماشین کم بود حالا دیگه روی پای من لم میده و با پاش میزنه به دکمه های ضبط و واسه خودش آهنگ عوض میکنه و همینطوری همه تنظیمشو بهم می ریزه هر چی میگم گلسا خانمی نکن خراب میشه و پاشو میکشم انگار نه انگار گلسا راحت...
جدیدنا موقع راه رفتن یه چرخی هم دور خودش میزنه
.
کفش یا جورابهاشو که میخواد پاش بکنم میاره و با اشاره پاشم دراز میکنه به طرفم .
دخترم یکی دو ماهی میشه که متوجه شده موبایل فقط واسه آهنگ گذاشتن و نانای کردن نیست میذاره در گوشش و میگه ا´.گلسا حساسیت عجیبی داره که گوشی تلفن روی دستگاه باشه
چه خونه خودمون چه خونه مامان تا ببینه زود یا اسپیکرش رو میزنه یا گوشی رو می اندازه روی زمین
تمام مدت تلفن مشغوله.صد بارم ما گوشی رو بذاریم سرجاش اونم صد بار برش میداره.همه وسایلمون رو باید بالای ارتفاع یک متری به در و دیوار آویزون کنیم.
بازی با توپ و قایم موشک از جمله بازیهای محبوبش هستن بابام هر جا قایم میشه گلسا هم بدو پشت سر بابا میره و اینقدر میخنده و ذوق میکنه
.
اسباب بازیهاشو به کسی نمی ده
و اسباب بازی بچه های دیگه رو هم میخواد
.
شیر خوردنش که تموم میشه شیشه شیرشو میاره میده دستم
و میگه ا´ه.
یه کار خیلی خطرناکم میکنه.هر جا دو شاخه ببینه میخواد بزنه به پریز برق یا سیم سیار
.دیشب تا خواست دوشاخه رو بزنه یه جیغی کشیدم و
که تا نیم ساعت گلسا گریه میکرد
.
گلسا دردری ما بعضی از مسیرها رو خوب میشناسه.مخصوصا راهی که کنار خونه مامانم ایناست وقتی حوصله اش سر میره و میبرمش بیرون اشاره می کنه از این راه بیرون و اگه از طرف دیگه ببرمش جیغ و گریه و خودشو از بغلم میکشه بیرون.
برای خرید رفتیم سوپری.گلسا رفت طرف قفسه ها و نگاه میکرد بعدش دیدم دو سه تا کیک گرفته دستش و بقیه کیکها رو که دستش جا نداشت میذاشت توی بغلش .منم سریع دوربین از توی ماشین آوردم ازش عکس گرفتم از بس وول وول خورد خیلی خوب نشد عکسش.

توی ماشین که هستیم سی دی ببینه بر میداره جای سی دی ضبطم میدونه کجاست میخواد واسه خودش آهنگ بذاره.منم که معمولا دوربین همراهم هست ازش عکس گرفتم.
از گلسا فقط لپش پیداست.

تا میبینه کیفه لوازم آرایشم روی میز آرایشه زود میره بر میداره جدیدا هم متوجه شدم رژها رو که درشون بسته میکشه به لبش.
توی رستوران از موقعی که غذا رو میارن اینقدر خانوم میشه اینقدر خانوم میشه. مشغول خوردن وقت نمی کنه صداشم در بیاد.
میدونه که با سربازکن در شیشه رو باز میکنیم .سربازکن رو میذاره روی سر شیشه و میگه ا̦ه.
خونه خودمون که اصلا بخاری پایین نیست همینطور خونه مامانم.دیروز صبح که بردم گلسا رو بذارم اونجا مثل اینکه سرد بوده شب بخاری رو گذاشته بودن پایین.مامان تعریف میکنه گلسا بخاری رو که دیده با فاصله ازش وایساده میگه بووف بووف البته به زبون خودش یه چیزی تو مایه های فوت کردن بوده.ولی مامان بازم بخاری رو میذاره بالا که خدایی نکرده یه موقع بچه حواسش نیست نیفته روش.
مامان به گلسا میگه پیشی کو ؟
گلسا زود اشاره به در ورودی خونه مامان میکنه و میگه ا̦ه.
همه چیزها و کارهای دیگران رو خوب و بادقت نگاه میکنه و توی ذهنش میمونه اگرچه همون لحظه انجامش نده ولی حواسش هست و یاد میگیره
گلسا در حال بلند کردن صندلی.



... یه سبد ستاره() link ۱۳۸۸/۱٠/۱۳ - گلسا و مامان مونا



